تبلیغاتی جدید * Banner به بهانه ی
November 18, 2007
"Peace is not the absence of war,
it's a virtue, a state of mind, a disposition for benevolence, confidence and justic"
Baruch Spinoza (1632-1677)
جمله ی اسپینوزا،
مانند یک الماس در تمام طول مسیر در سخنرانی های علی** می درخشید . وقتی حرفهایش را با
ladies and gentlemen, یا madame and monsieur
آغاز می کرد و به اوضاع جهان اشاره می نمود.
و بعد از سفر مان می گفت، از اینکه ایرانی هستیم و آرزویمان صلح است و بعد وضعیت ایران ... و اوج می گرفت و از خطری که ایران را تهدید میکند حرف می زد و از فاجعه ی "عادی شدن کلمه ی جنگ برای گوش انسانها"...
و به یاد می آورم که همیشه تا قبل از جمله ی پایانی سکوت برقرار شده بود و حاضران دیگر دست هم نمی زدند و سراپا گوش می شدند و علی آرام فرود می آمد که : "...می خواهم حرفهایم را با جمله ای از باروک اسپینوزا، فیلسوف و عارف یهودی قرن هفدهم تمام کنم ..."
علی در تمام طول مسیر سخنرانی هایش را مرتب و در هر فرصتی تصحیح می کرد و هر بار نسبت به بار قبل چیزی از آن می کاست و چیزی بر آن می افزود. و تعریف می کرد که وقتی به دنبال یک جمله ی قصار از بزرگی یا شخصیتی برای گنجاندن در متن می گشت، به این جمله برخورد:
"همون لحظه که دیدم گفتم خودشه !"
این جمله به غیر از زیبایی، عمق و ظرافت شاعرانه ای که در محاسبه ی دقیق تک تک کلمات و چینش آنها داراست،
از منظری دیگر برای ما مهم بود و آن این بود که سنخ ما را برای مخاطبانمان مشخص می کرد.
سنخی که سیاسی نبود، وابسته به جریانی نبود و از جنس مردم بود و افق نگاهش در تلاش برای صلح، نه برای مردمی خاص بود و نه برای دوره ی خاصی از زمان.
*
بنر های جدید
www.milesforpeace.com/takeaction.php
**
علی نصری، از سخنگویان فرسنگها برای صلح
it's a virtue, a state of mind, a disposition for benevolence, confidence and justic"
Baruch Spinoza (1632-1677)
جمله ی اسپینوزا،
مانند یک الماس در تمام طول مسیر در سخنرانی های علی** می درخشید . وقتی حرفهایش را با
ladies and gentlemen, یا madame and monsieur
آغاز می کرد و به اوضاع جهان اشاره می نمود.
و بعد از سفر مان می گفت، از اینکه ایرانی هستیم و آرزویمان صلح است و بعد وضعیت ایران ... و اوج می گرفت و از خطری که ایران را تهدید میکند حرف می زد و از فاجعه ی "عادی شدن کلمه ی جنگ برای گوش انسانها"...
و به یاد می آورم که همیشه تا قبل از جمله ی پایانی سکوت برقرار شده بود و حاضران دیگر دست هم نمی زدند و سراپا گوش می شدند و علی آرام فرود می آمد که : "...می خواهم حرفهایم را با جمله ای از باروک اسپینوزا، فیلسوف و عارف یهودی قرن هفدهم تمام کنم ..."
علی در تمام طول مسیر سخنرانی هایش را مرتب و در هر فرصتی تصحیح می کرد و هر بار نسبت به بار قبل چیزی از آن می کاست و چیزی بر آن می افزود. و تعریف می کرد که وقتی به دنبال یک جمله ی قصار از بزرگی یا شخصیتی برای گنجاندن در متن می گشت، به این جمله برخورد:
"همون لحظه که دیدم گفتم خودشه !"
این جمله به غیر از زیبایی، عمق و ظرافت شاعرانه ای که در محاسبه ی دقیق تک تک کلمات و چینش آنها داراست،
از منظری دیگر برای ما مهم بود و آن این بود که سنخ ما را برای مخاطبانمان مشخص می کرد.
سنخی که سیاسی نبود، وابسته به جریانی نبود و از جنس مردم بود و افق نگاهش در تلاش برای صلح، نه برای مردمی خاص بود و نه برای دوره ی خاصی از زمان.
*
بنر های جدید
www.milesforpeace.com/takeaction.php
**
علی نصری، از سخنگویان فرسنگها برای صلح

actualités says:
April 14, 2009 @ 22:04 — Reply
Comment pending moderation
Essay Writing says:
December 15, 2009 @ 05:43 — Reply
Comment pending moderation